1. به نام خدایی که در هنگام آفرینشم به جای عقل مقدار معتنابهی اشک در مَشکم قرار داد تا بتونم تمام احساساتم رو از راه دُر فشانی و فین فین ابراز کنم، حالا این وسط دیگه معلوم نمیکنه خوشحالم یا ناراحت یاعصبانی ، اونجا دیگه مخاطب محترم باید کله رو به کار بندازه و پیدا کنه پرتقال فروش را...کسی چه میدونه شاید خدا میخواسته آب پاش بسازه منو ساخته، آخه اونوقتا که امکانات نبوده به اون صورت... در هر حال من همیشه پشت خرواری از آب شور معمولی و مایع شور لیز و لزجی * پنهانم ،انصافاً که چه فاجعه ای هستم خودم به تنهایی!
· اولنگ که منظورم مُف بود، دومنگ به این قبله اگه من خورده باشم، محققین و دانشمندانی که خوردن میگن شوره...
2. به نام خدایی که چند وقته هرچی صداش میزنم و جیغ و داد بنفش و نارنجی به عمل میارم ، خودشو میزنه به اون راه و دراینجا من سوالم از خدای محترم برنامه اینه که اصولن کوچه علی چپ رو بیشتر ردِ کار خودشون نیافریدن آیا ؟؟؟؟ ما ممنون میشیم اگه رسیدگی کنن....
3. و خلاصه به نام خدایی که وبلاگ رو آفرید وبلاگ عاشقانه و احمقانه قبلی رو در بلاگ اسکای به خاک میسپریم... و اینجا مسکن می گزینیم...
از اونجایی که بد جوری شاکی هستم بیشتر از این خدای محترم رو خجالت نمیدم و فکر میکنم همین چند تا بنام خدا برا قربتن الی او کافی باشه...
