تبليغاتX
فریتی

 
تو این قیریش ماش و اعصاب خوردون و تنهایی یکی گیر داده به ما میگه بشین درس بخون برا دکترا... یکی میگه بشین درس بخون بیا اونجا... یکی میگه این کلاسایی رو که بهت دادن رو از دست نده آخه سابقه ی خیلی خوبیه....یکی میگه چه تنبلی چرا نمیری دنبال اون کار استخدامیه.... تصمیمات پینوکیو هم که غوزی بر فراز همه این غوزها ....خودم میگم خب درسته دیگه من همه این کارا رو باید بکنم به اضافه اینکه کار الانم رو از دست ندم، این از همه مهمتره ،آخه هم خرجم زیاد میشه هم  اگه باز بیکار بشم دیگه روم نمیشه از ولیم پول بگیرم.... باید همه این کارا رو بکنم در حالی که در روز فقط 6 ساعت وقت دارم تازه اونم شب اونم خسته و کوفته....

 یکی به دادم برسه مخم داره سوت میکشه...

نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 21:35 | لینک  | 

 

میگه: فردا صبح کدوم بانک برم واسه کاره تو ؟

میگم: بانک ملی دیگه

میگه: شماره حسابتو بده

داد میزنم: تو مگه شماره ملت کارتِ منو نداری ی ی ی ؟!!!

پ.ن : طفلکی !


نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 21:14 | لینک  | 

 

فردا روز بدتری اگر نباشد

روز بهتری نیست


نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 15:58 | لینک  | 

 

۱. شهرام شب پره کاش من جای تو بودم برادر...اون لحظه که اون خانوم مجریه ازت پرسید چه آرزویی داری واسه سال جدید و تو بر عکس بقیه به جای یک عالم آرزوهای الکی و مهوع و مصنوعی خیلی راحت و بی خیال جواب دادی: هیچی، آرزویی ندارم، از همین زندگی که دارم راضی ام... نمیدونی چه حسرتی خوردم... حسرت یه لحظه بی خیالی یه لحظه رضایت از زندگی...یه لحظه خوشی با همین چیزایی که دارم بدون اینکه حرص بخورم واسه چیزهایی که ندارم...

راستی از تو هم بعضی وقتها آموزنده ای شهرام جون...

۲.میخوام اسم این خراب شده رو بذارم غُر دونی اصلن، اوضاع خیلی وخیمه و پس از این چیزی غیر از غُر دونی نخواهد بود، نیست که تا حالا نبوده!...کاش میتونستم به قول دخترک فیلتر نشده حرف بزنم ... زندگی من این روزا بدون فیلتر یه تراژِدی غم انگیزناکیه که نگو ....با کلی از اون زخمهایی که مثل خوره روح آدمو میخوره! (منظور اینکه من در زندگی یه دونه کتاب هم خوندم تازه)... یه غصه هایی توی دلم بدجوری گوله شده ولی به هیچکی نمیتونم بگم...

هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی...

از این زمانه دلم سیر میشود گاهی...

هوووووم

 

نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 19:20 | لینک  |