تبليغاتX
فریتی

 

بچه که بودم با هر کدوم از بچه های فامیل که دعوام میشد و واسه دادخواهی شکایتش رو میبردم پیش مامان بابام کلی با خودم دعوا میکردن که چی؟ تو بزرگتری.....تو فامیلی که زیاد هم دور هم جمع میشدن من نوه ی بزرگتر بودم البته با تفاوت یکی دو سال از اون یکی ها.... برا همین وقتی دعوا میشد و بقیه بچه دماغوها جیغ و دادشون در میومد لشکر ایران و توران  با لنگه کفش میافتادن دنبال من ، مامانم با جیغ میگفت تقصیر توء... تو که نمی فهمی از اینا که کوچیکترن نمیشه انتظار داشت (همراه با ملقب کردن من به اسم یه چیزی که روم نمیشه بگم اما راهنمایی میکنم که کوهان داره و توش غذا ذخیره میکنه  اسم درسش هم مسافر کویر بود، البته الان دیگه نمیگه ها!) …کلاً کسی از من توقع نداشت با بقیه بازی کنم بلکه وظیفه نگهبانی از  اون دماغوها  رو به من محول کرده بودن ، حالا این دیگه  این چه شیوه تربیتی بود که رو من پیاده میشد خدا میدونه… هر چی بود اصلن از ناز کشیدن و طرفداری  و عدل و انصاف خبری نبود...بماند که منم یه وقتهایی ناغافلی جبران میکردم ،  شاید هنوز جای گازم رو بدن چند تا شون باشه ... خب مجبور بودم مثل یه مرد از خودم محافظت کنم دیگه....

خلاصه به جای کوچیکی از بزرگی، هی بزرگ تر شدیم.... مدرسه هم که رفتم از شانس قشنگم چون متولد بهمن بودم سال اول راهم ندادن سال بعدش  با بچه های یه خورده کوچیکتر از خودم همکلاس شدم ،و  بازم من از همه بزرگتر بودم ، معلمه سال تولد رو که پرسید چند تا از اونایی که سن و سال حالیشون بود یه نگاه عجیبی به من کردن یه هیییییییی  وحشتناکی کشیدن و به هم دیگه گفتن دو ساله است!!!!! منه بدبخت که نمیدونستم دو ساله یعنی چی فقط حدس میزدم یه جورایی آبروم رفته با خجلت و شرمساری گفتم نه، من هفت سالمه!!!! و جاتون خالی  بسی مورد استهزاء بچگان قرار گرفتم!!!! هر چند یه خورده بعدش فهمیدم چی به چی بود اما  خب در کل ننگ بزرگی بود روز اولی...   

حالا اینا که در حد داستان بود اما بعدش هم که این آسیاب هی گشت و گشت  و ما هر جا پا گذاشتیم از همه بزرگتر بودیم، از بی اف بزرگتر، از خواستگار (نکته اش اینه که داشتمااا) بزرگتر، از عمو بزرگتر از عمه بزرگتر، از عیسی بزرگتر از موسی بزرگتر...از حضرت آدم بزرگتر...القصه نه تو بچگی نازکش داشتیم نه تو کهولت سن...راستی اگه من تو زندگیم با آدمهای بزرگتر از خودم بُر خورده بودم سرنوشتم یه جور دیگه بود... شاید خیلی بهتر از الان...شایدم...!!

 

نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 22:0 | لینک  |