تبليغاتX
فریتی - سعدیا

 

مگه نمیگی همیشه بدترین روزای زندگیت رو کسی برات رقم زده که بیشتر از همه دوستش داشتی سعدیا

مگه نمیگی همیشه کاری ترین ضربه ها رو تو زندگیت از کسی خوردی که بیشتر از همه دوستش داشتی سعدیا...

مگه نمیگی کسی که کمتر از همه دوستت داشته همونی بوده که بیشتر از همه دوستش داشتی سعدیا...

مگه نمیگی کسی که کمتر از همه به فکرت بوده همون بوده که بیشتر از همه به فکرش بودی سعدیا...

مگه نمیگی تنها کسی که رهات کرد همونی بود که هیچوقت رهاش نکردی سعدیا...

مگه نمیگی همونی که تو خوشی و ناخوشی خواستیش همونی بود که عمراً تو خوشی تو رو نمیخواست سعدیا...

مگه همه اینا حرفای خود خودت نیست؟سعدیا؟

پس خاک بر سر الاغت که بازم میگی دوستش داری سعدیا....

 

پی نوشت۱: اقتباس از یک درد دل...مخاطب خاص ندارد...

پی نوشت۲:قول میدم بالاخره دوره خزعبلات نوشتن من هم بگذره...

پی نوشت ۳: عقده خود شاعر کم بینی...

 

نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 22:59 | لینک  |