شنبه 17 اسفند1387
روی تابلو نوشته شده "سنگ ماه تولد"..." مهره مار"..."سنگ شانس".... و من همه ی این اشیاء را بدجوری لازم دارم...
میروم برای خودم سنگ شانس ابتیاع کنم... این کارها اصلن از من بعید نیست، اصولن به نهایت استیصال که میرسم سنگ فروشی که سهل است با جدیت تمام سراغ رمال و دعا نویس هم میگیرم ...هر چند تا حالا که ترسیده ام به این قشر از متخصصین مملکت مراجعه کنم....
به فروشنده میگویم : سنگ شانس می خواهم...ماه تولدم را می پرسد: میگویم بهمن...
یک سنگ نتراشیده و نخراشیده ی چس مثقالی نشانم میدهد که به درد یه قل دو قل هم نمی خورد، نگاهی تحقیر آمیز به سنگ بیچاره میاندازم و توی دلم فکر میکنم که این سنگ ریزه که عددی نیست...با این اوضاع از کوه شانس هم کاری بر نمی آید...
نوشته شده توسط فریتی در ساعت 21:47 | لینک
|
