تبليغاتX
فریتی - سوپر گَند

 

هی به این برادرم گفتم بابا این اصلن کار درستی نیست، اگه لو بره از کنکور محرومت میکنن ها... به خرجش نرفت که نرفت... گفت به خدا من واسه این یه درس نمیتونم وقت بذارم تو بیا همین یکی رو جواب بده، جوابها رو واسه من اس ام اس کن اگه تو بیای رتبم ال میشه و بل میشه... کلی نقشه کشید و واسه من دفترچه گرفت....من نه واسه اینکه موافق بودم فقط به این دلیل که دلم نیومد بهش نه، چون دیدم که چقدر واسه درسهای دیگه اش زحمت کشید، بلند شدم رفتم سر جلسه ی کنکور ارشد و همه این نقشه ها عملی شد...

خلاصه همه چیز به خوبی و خوشی گذشت تا اینکه کلید سوالات از راه رسید و آشکار گردید که من چه سوپر گندی زدم این وسط... اون درس رو منفی زدم با درصد بسیار بالا!!!!!.... نگو یادم رفته بوده کُد دفترچه ام رو بنویسم و این برادر بیچاره و دوستش بلافاصله با دیدن اس ام اس من اقدام به جواب دادن میکنن در حالی هر کدوم کُد دفترچشون یه چیز دیگه بوده با سوالایی که کاملن جا به جا بودن ....نتیجه اینکه جوابای دوسته همینطوری شانسکی یه ده درصدی در میاد اما جوابای برادره به طرز فجعی منفی میشه در حالی که بقیه درسهاش رو خیلی خوب زده.... و این یعنی اینکه من رسماْ بدبختش کردم....

و حالا من موندم و یک عالمه پشیمانی و  یک برادر که افسرده شده و واقعن اونقدر گناه داره که دلم نمیاد بگم حقش بود...حوصله پیام اخلاقی و اینجور چیزا رو هم ندارم....البته  من از گند کاریها زیاد میکنم اما معمولن در حق خودم...اما این دفعه فرق داره... این دفعه واقعن احساس گناه میکنم... این از همون بدشانسی های بود که من همیشه باهاش درگیرم و اسمشونو گذاشتم بدشانسی های جهان سومی...یکی نبود بگه آخه برادر تو  که غریبه نبودی... هر کی ندونه تو که دیگه میدونی فریتی قدم بذاره  یه جا همه چی کن فیکون میشه....

 

نوشته شده توسط فریتی  در ساعت 23:41 | لینک  |